خداوند وهابيت و هروله (دويدن)

از لجنه افتاي سعودي در باره صفت هروله سؤال شده و پاسخ داده اند كه صفت هروله (دويدن) خدا در حديث قدسي كه بخاري و مسلم نقل كرده اند آمده كه خداوند فرموده: اگر بنده اي يك وجب به من نزديك شود، من يك ذراع (نيم متر) به او نزديك خواهم شد و اگر او يك ذراع به طرف من بيايد، من به قدر فاصله دو كف دست (بيش از يك متر) به او نزديك خواهم شد، اگر او قدم زنان به طرف من بيايد، من دوان دوان به طرف او خواهم رفت. سألت عن اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء: هل للّه صفة الهرولة؟أجابوا: نعم، صفة الهرولة علي نحو ما جاء في الحديث القدسي الشريف علي ما يليق به قال تعالي: «إذا تقرّب إليّ العبد شبراً تقرّبت إليه ذراعاً، وإذا تقرّب إليّ ذراعاً تقرّبت منه باعاً، وإذا أتاني ماشياً أتيته هرولة» رواه البخاري ومسلم. فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث والإفتاء: 196/3، فتوي رقم 6932.بن باز مفتي أعظم سابق عربستان در پاسخ به استفتائي اين چنين نوشته: «أمّا الوجه واليدان والعينان والساق والأصابع فقد ثبتت في النصوص من الكتاب والسنّة الصحيحة وقال بها أهل السنّة والجماعة وأثبتوها للّه سبحانه علي الوجه اللائق به سبحانه وهكذا النزول والهرولة جاءت بها الأحاديث الصحيحة ونطق بها الرسول صلي اللّه عليه وسلّم وأثبتها لربّه عزّ وجلّ علي الوجه اللائق به سبحانه». فتاوي بن باز، ج 5 ص 374.آن چه كه صورت و دست و چشم و ساق و انگشت، براي خداوند، در كتاب و سنت صحيح آمده و نظريه اهل سنت بر آن استوار است و همچنين نزول حق از عرش به آسمان عالم ماده و هروله و دويدن در احاديث صحيح وارد شده و رسول اكرم ( صلي الله عليه وآله وسلم ) اين صفات را براي خداوند به آن گونه اي لايق او مي باشد، اثبات نموده است.
ادامه مطلب ...

خداي وهابيت به صورت نو جوان و مو فرفري است

ابو يعلي از ابن عباس نقل كرده كه پيامبر گرامي ( صلي الله عليه وآله وسلم ) فرمود: «رأيت ربي عز وجل، شاب أمرد جعد قطط، عليه حلية حمراء».خداوند را به صورت نو جواني ديدم كه هنوز موي صورتش در نيامده، سرش پرمو، پيچ پيچ (فرفري) و داراي زيور و آلات سرخ بود.ابو يعلي در كتاب ديگرش گفته: ابوزرعه دمشقي اين روايت را صحيح شمرده ... و أحمد بن حنبل گفته: «هذا حديث رواه الكبّر عن الكبّر، عن الصحابة عن النبي ( صلي الله عليه وآله وسلم ) ، فمن شك في ذلك أو في شي ء منه فهو جهميّ لا تقبل شهادته ولا يسلّم عليه، ولا يُعاد في مرضه».اين حديث را بزرگان از بزرگان از صحابه روايت كرده اند و هر كس در صحت اين روايت شك نمايد او جهمي و شهادت او پذيرفته نيست، سلام نبايد به او داد و به هنگام مريضي از وي نبايد عيادت كرد. طبقات الحنابلة: ج 3 ص 81 ج 82، ط ج مكتبة العبيكان، مكة المكرمة ج جامعة أم القري.إبطال التأويلات لأبي يعلي: ج 1 ص 141، ط1 ج مكتبة دار الإمام الذهبي الكويت، 1410 ه'.، إبطال التأويلات: ج 1 ص 145.

خداي وهابيت غير از ريش و عورت همه چيز دارد


ابو بكر ابن عربي مي گويد: فردي كه مورد وثوق من بود نقل كرد كه ابو يعلي، (امام و پيشواي ابن تيميه) مي گويد: در باره خدا هر عضوي را جز ريش و عورت اثبات خواهم كرد: «إذا ذكر اللّه تعالي وما ورد من هذه الظواهر في صفاته، يقول: ألزموني ماشئتم فإنّي ألتزمه، إلّا اللحية والعورة». العواصم من القواصم: 210، الطبعة الحديثة: 283/2، دفع شبه التشبيه بأكف التنزيه لابن الجوزي: 95، 130 - الهامش
ادامه مطلب ...

خداي وهابيت نمي تواند همه جا باشد

از هيأت عالي افتاي سعودي پرسيده شده: از نظر شرعي حكم كسي كه معتقد است كه خداوند همه جا وجود دارد چيست؟ و چگونه مي شود به او پاسخ داد؟هيأت جواب داد: عقيده اهل سنّت اين است كه خداوند بالاي عرش قرار گرفته، و در درون جهان نيست؛ بلكه خارج از اين عالم مي باشد.ودليل بر علوّ خداوند و بالا بودن او از مخلوقات، همان نزول قرآن از طرف اوست، و مسلّم است كه نزول همواره از بالا به پايين صورت مي گيرد، همانطوري كه در قرآن نيز آمده است: (وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكَ الْكِتَبَ بِالْحَقِ ّ ...): ما قرآن را به سوي تو به حق نازل نموديم.تا آنجا كه مي نويسند: رسول گرامي ( صلي الله عليه وآله وسلم ) از كنيزي كه مي خواستند آزاد نمايند پرسيد: خداوند كجاست؟ پاسخ داد: در آسمان ها است. حضرت پرسيد: من، چه كسي هستم؟ پاسخ داد: پيامبر خدا.آنگاه حضرت به صاحب آن كنيز فرمود: او شخص با ايماني است، و مي تواني وي را در راه خدا آزاد نمايي.و همچنين رسول اكرم ( صلي الله عليه وآله وسلم ) فرمود: من امين كسي هستم كه در آسمان هاست، و اخبار آسمان هر صبح و شب به اطلاع من مي رسد.آن گاه هيأت عالي افتاي سعودي مي نويسد: «من اعتقد أنّ اللّه في كلّ مكان فهو من الحلوليّة، ويردّ عليه بماتقدّم من الأدلّة علي أنّ اللّه في جهة العلوّ، وأنّه مستو علي عرشه، بائن من خلقه، فإن انقاد لما دلّ عليه الكتاب والسنّة والإجماع، وإلّا فهو كافر مرتدّ عن الإسلام».هر كس معتقد باشد كه خداوند همه جا هست، قائل به حلول و دخول خداوند در درون عالم شده، بايد به چنين فردي با دليل ثابت كرد كه خداوند بر بالاي عرش قرار دارد، و خارج از جهان مي باشد، و اگر نپذيرفت او كافر و مرتدّ و خارج از اسلام است. كيف الردّ علي القائلين بأنّ (اللّه في كلّ مكان) تعالي عن ذلك، وما حكم قائلها؟وأجابت اللجنة: أوّلاً: عقيدة أهل السنّة والجماعة أنّ اللّه سبحانه وتعالي مستو علي عرشه بذاته، وهو ليس داخل العالم؛ بل منفصل وبائن عنه. . . .وممّا يدلّ علي علوّه علي خلقه نزول القرآن من عنده، والنزول لا يكون إلّا من أعلي إلي أسفل، قال تعالي(وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكَ الْكِتَبَ بِالْحَقِ ّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَبِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ) المائدة: 48.إلي أن ذكرت قول رسول اللّه لجارية: أين اللّه؟ قالت: في السماء قال: من أنا؟ قالت: أنت رسول اللّه، قال: أعتقها فإنّها مؤمنة. أخرجه مسلم وأبوداود والنسائي وغيرهم، وفي الصحيحين حديث أبي سعيد الخدري رضي اللّه عنه قال: قال رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلّم: «ألا تأمنوني وأنا أمين من في السماء، يأتيني خبر السماء صباحاً ومساءً». مسند أحمد (4/3، 68، 73) والبخاري (فتح الباري) برقم 3344، 4351، ومسلم برقم 1064.وثانياً: من اعتقد أنّ اللّه في كلّ مكان فهو من الحلوليّة، ويردّ عليه بماتقدّم من الأدلّة علي أنّ اللّه في جهة العلوّ، وأنّه مستو علي عرشه، بائن من خلقه، فإن انقاد لما دلّ عليه الكتاب والسنّة والإجماع، وإلّا فهو كافر مرتدّ عن الإسلام. فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء: 216/3 - 218.
ادامه مطلب ...

خداي وهابيت با چشم قابل رؤيت است

در كتاب «منهاج السنّة» كه در ردّ كتاب «منهاج الكرامة» علاّمه حلّي نوشته است مي گويد: عموم منسوبين به اهل سنّت براي اثبات رؤيت خدا اتّفاق دارند واجماع سلف براين است كه ذات احديّت را در آخرت با چشم مي توان ديد ولي در دنيا نمي توان ديد. مختصر منهاج السنّة: 240/2
ادامه مطلب ...